در حالی که آمریکا پس از شکست فشار حداکثری و ناکامی در جنگ علیه ایران، چشم امید به دنبالههای داخلی خود دوخته، شبکه نفوذ مدعی اصلاحات بار دیگر مأموریت «تغییر اولویتهای ملی»، «تخریب مؤلفههای قدرت»، «توجیه جنایت دشمن» و «ایجاد یأس و تفرقه» را کلید زده است. اظهارات اخیر حسن روحانی درباره تنگه هرمز و پایان «عزتمندانه» جنگ، ادامه همان رویکرد تسلیمطلبانهای است که سالها کشور را گروگان آمریکا کرد و خسارتهای سنگین اقتصادی، امنیتی و اجتماعی بر مردم تحمیل نمود.؛
انباشت نارضایتیهای اقتصادی، اجتماعی و اجرایی در ماههای اخیر، نشانههای یک وضعیت نگرانکننده را آشکار کرده است؛ وضعیتی که در آن تصمیمهای نادرست، فرآیندهای پیچیده، بروکراسی فرسایشی و ضعف در زمانشناسی مدیریتی، بیش از آنکه گرهی از مشکلات مردم باز کند، بر فشارهای موجود میافزاید. پرسش اساسی این است: چرا باید ابتدا هزینه و خسارت ایجاد شود و سپس برای اصلاح تصمیمی که میشد از ابتدا درست اتخاذ شود، اقدام کنیم؟؛
در یک ماه و نیم گذشته، مقامات ارشد آمریکایی بیش از ۱۰ بار ایران را به «حمله سنگین» تهدید کرده و هر بار به فاصلهای کوتاه، به بهانهای عقبنشینی کردهاند. از پیامهای میانجیها گرفته تا ادعای فرصت دادن به دیپلماسی؛ اما واقعیت پشت این نمایشهای تبلیغاتی چیست؟ وقتی ناوبندها و سنگرهای آمریکایی در منطقه یکی پس از دیگری خالی میشوند، مشخص است که «تهدیدهای توخالی» تنها سرپوشی برای یک فرار بزرگ است. ؛
در روزهایی که جنگ روانی دشمن از هر سو مردم ایران را هدف گرفته، یکی از ابزارهای اصلی آنان تحریف واژههاست؛ ترفندی که میکوشد ایستادگی بر اصول را «تندروی» و عقبنشینی از مبانی انقلاب را «میانهروی» جلوه دهد. این تحلیل، با تکیه بر بیانات رهبر شهید انقلاب، نشان میدهد که چگونه این واژهسازی خطرناک، سالهاست برای تضعیف نیروهای مؤمن و انقلابی به کار گرفته میشود.؛
این روزها، در ادامهٔ رفتار خصمانهٔ دشمنِ تحقیرشده، حملات ناجوانمردانهای را شاهدیم که نه تنها مرزهای نظامی، که حریم انسانیت را نیز هدف گرفته است. حملاتی که برخی گمان میکردند با تکیه بر وعدههای پشت میز مذاکره پایان مییابد، اما اکنون کودکان سرطانی در بیمارستان، شهروندان عادی بر پلها، خانوادهٔ یک محیطبان در دفتر خدمت و سربازان وظیفه در آسایشگاه را نشانه رفته است. این جنایتها، بار دیگر غیرت ملی را شعلهور ساخته و موجی از همدلی در سراسر ایران اسلامی به راه انداخته است؛ مردمی که همواره رنج هموطنان خود را، رنج خویش دانستهاند.
در کنار این واکنشهای صادقانه، اما روزهای اخیر شاهد رفتارهایی دوگانه از سوی برخی چهرههای معروف و نیز وطنفروشان خارجنشین هستیم که بیش از آنکه دلسوزی باشد، بوی طراحیِ جنگ روانی میدهد.؛
در روزهای اخیر، بار دیگر نام تنگه هرمز بر سر زبانها افتاده است. این بار اما ماجرا فراتر از یک درگیری نظامی ساده است؛ آنچه میبینیم، نمایشی تکراری از یک استراتژی شکستخورده است که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اصرار بر آن، نه تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه هزینههای سنگینی را به اقتصاد جهانی و حتی کشور خودش تحمیل کرده است. در این گزارش، ابعاد این بحران را با زبانی ساده و روان بررسی میکنیم.؛
یکصد و سی و چهارمین روز از جنگی که آمریکا آن را «حداکثر فشار» نامید، اما ملت ایران آن را «حداکثر شکست» رقم زد، بار دیگر ثابت شد که مشت گرهکرده زورگویان در برابر اراده پولادین یک ملت، چیزی جز باد هوا نیست. دونالد ترامپ، رئیسجمهور مستاصل آمریکا، که روزگاری با غرور کاذب از «تسلیم ایران در ۴۸ ساعت» سخن میگفت، امروز در باتلاقی فرو رفته که هر قدمش، او را عمیقتر در لجنزار بیاعتباری و تحقیر جهانی فرو میبرد. او در حالی که هنوز اولتیماتومهای پوچ خود را تکرار میکند و از مذاکره سخن میگوید، ناظران بیطرف بینالمللی با تعجب میپرسند: اگر تهدید و ارعاب کارساز بود، چرا پس از چهار ماه جنگ خانمانسوز، ترامپ نه تنها به هیچ دستاوردی نرسیده، بلکه هر روز عمیقتر از قبل، انزوای خود را به نظاره نشسته است؟؛
چهار دهه پس از آن صبح خرداد ۶۸ که انقلاب بیامام ماند اما نایستاد، ایران بار دیگر در آزمونی تاریخی ایستاد؛ اینبار نه در پایان جنگ، بلکه در آغاز نبردی جهانی. شهادت امام خامنهای در رمضان ۱۴۰۴، نقطهای بود که دشمن را از نقاب انداخت و ملت را از سوگ به قیام رساند.
در این چهار ماه، مردم نه گریستند، بلکه ایستادند؛ همان مردمی که امام شهید وعده داده بود خدا در روز حادثه آنان را مبعوث خواهد کرد. اکنون، تداوم انقلاب نه در شعار، بلکه در خون و ایمان نسلها معنا یافته است؛ ملتی که وداع را به انتقام بدل کرد و راه امامان انقلاب را تا آخرین نفس ادامه میدهد.؛
اقتدار، آسان به دست نمیآید؛ با خون شهیدان، ایثار رزمندگان و مقاومت یک ملت ساخته میشود. اگر دشمن در میدان به اهداف خود نرسد، تلاش میکند همان دستاورد را در میدان دیپلماسی، جنگ روانی و اختلافافکنی داخلی به دست آورد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به وحدت، هوشیاری و مراقبت از سرمایه بزرگ اقتدار ملی نیاز دارد.؛
تاسوعا و عاشورا تنها یادآور یک واقعه تاریخی نیستند، بلکه روایت زندهای از ایستادگی، آزادگی و انسانیتاند؛ روزهایی که قرنهاست در تار و پود زندگی مردم ریشه دوانده و به الگویی ماندگار برای زیستن تبدیل شدهاند.؛
در شرایطی که ایران با دست برتر از میدان بیرون آمده، هرگونه توافق بدون تضمین، میتواند این پیروزی را به یک عقبگرد پرهزینه تبدیل کند.؛
در حالی که مردم کهگیلویهوبویراحمد با خاموشیهای مکرر و طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکنند، کشف و امحای صدها دستگاه استخراج غیرمجاز رمزارز پرده از واقعیتی نگرانکننده برداشته است؛ بخش قابل توجهی از برق استان در سکوت و خارج از نظارت، صرف سودجویی پنهان شده و حالا این سؤال جدی مطرح است که سهم این تخلفات در بحران بیبرقی چقدر بوده و چه کسانی باید پاسخگو باشند؟؛
قطعنامه اخیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران، بیش از آنکه یک اقدام نظارتی باشد، بوی یک عملیات هماهنگ اطلاعاتی-نظامی میدهد؛ عملیاتی برای تکمیل بانک اهداف دشمن. در چنین شرایطی، ادامه حضور در معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای نه عقلانی است و نه قابل توجیه؛
وقتی مردم، شبهایشان را نذر حضور در میدان میکنند، دیگر با یک تجمع ساده روبهرو نیستیم؛ اینجا حماسهای در حال شکلگیری است، حماسهای از جنس بیعت، وفاداری و ایمان.؛
دستگیری یک عنصر شرور مسلح در گچساران، صرفاً یک اقدام انتظامی نیست؛ بلکه نشانهای از فعال شدن بهموقع سازوکارهای امنیتی برای جلوگیری از شکلگیری کانونهای ناامنی در سطح محلی است؛