کد خبر : 71735
تاریخ انتشار : یکشنبه 15 شهریور 1405 - 10:32 - یکشنبه 6 سپتامبر 2026 - 10:32
پاسخ تند گچساران نیوز به یک جمله جنجالی سخنگوی دولت درباره حوادث دیماه ۱۴۰۴
به قلم مدیر مسئول گچساران نیوز _زواره کائیدی
خانم سخنگو! سطل زباله را دیدید، آتش پشت آن را ندیدید؟ «فرزند ملت» بودن، مجوز قانونشکنی نیست؛ روایتسازی هم جای حقیقت را نمیگیرد

خانم مهاجرانی! جمله «آن کسی هم که سطل زباله آتش زد، فرزند ماست» شاید در ظاهر نشانه مدارا و دلسوزی باشد، اما در سیاست، کلمات فقط کلمه نیستند؛ روایت میسازند و مسئولیت تعیین میکنند. مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که یک بحران امنیتی ـ اجتماعی به «سطل زباله» تقلیل پیدا کند و پشت یک جمله عاطفی، دهها سؤال بیپاسخ باقی بماند. اگر قرار است از «فرزند ملت» سخن بگوییم، باید از قانون، مسئولیت، خشونت، خسارت به مردم و نقش احتمالی عوامل خارجی هم سخن بگوییم. نمیشود پله دوم را دید و پله اول را عمداً یا سهواً حذف کرد.
خانم مهاجرانی!
سطل زباله را دیدید.
اما سؤال این است:
آیا آتش پشت سطل زباله را هم دیدید؟
گفتید: «آن کسی هم که سطل زباله آتش زد، فرزند ماست.»
باشد!
اما یک سؤال ساده:
آن مردمی که قربانی خشونت شدند، فرزند چه کسی بودند؟
آن مأمور انتظامی که در خیابان جان داد، چه؟
آن شهروندی که اموالش سوخت، چه؟
آن خانوادهای که عزیزش را از دست داد، چه؟
مگر آنها فرزندان همین ملت نبودند؟
یک جمله احساسی، جای حقیقت را نمیگیرد
مشکل از همینجا شروع میشود.
وقتی یک بحران بزرگ را به «سطل زباله» تقلیل میدهیم، یعنی پله اول ماجرا را حذف کردهایم.
این همان نقطهای است که باید ایستاد.
چه کسی فضا را ملتهب کرد؟
چه کسی خشونت را تشدید کرد؟
چه کسی از آشوب سود برد؟
چه کسی از بیرون مرزها آتش را باد زد؟
و مهمتر از همه:
چه کسی باید پاسخگو باشد؟
ملت پاسخ میخواهد.
نه شعار.
نه احساسات.
نه بازی با کلمات.
اعتراض محترم است؛ آشوب نه!
یک خط قرمز روشن وجود دارد:
اعتراض مسالمتآمیز، حق شهروند است.
اما آتشزدن، تخریب، حمله و خشونت، اعتراض نیست.
جرم است.
اگر دولت این مرز را قبول دارد، باید صریح بگوید.
اگر قبول ندارد، باید به مردم توضیح دهد چرا.
نمیشود همزمان مدافع حقوق مردم بود و حقوق همان مردم آسیبدیده را ندید.
«فرزند ملت» کارت معافیت از قانون نیست
این عبارت را باید دقیق فهمید.
اگر منظورتان این است که حتی فرد خطاکار هم ایرانی است و باید از حقوق قانونی برخوردار باشد، حرفی منطقی است.
اما اگر قرار است این عبارت، مسئولیت کیفری را کمرنگ کند، نه!
فرزند ملت بودن یعنی حقوق داشتن؛ مسئولیت داشتن هم هست.
ایران ملک شخصی هیچ جریان سیاسی نیست.
قانون هم برای همه است.
ادعای نفوذ خارجی؛ یا سند بیاورید یا پرونده را ببندید
سالهاست درباره دخالت سرویسهای خارجی در ناآرامیهای ایران ادعاهای فراوانی مطرح میشود.
از آموزش و سازماندهی گرفته تا تأمین مالی و پشتیبانی رسانهای.
اگر سند وجود دارد، ارائه کنید.
مردم نام و سند میخواهند.
اگر سند وجود ندارد، با امنیت روانی جامعه بازی نکنید.
امنیت ملی با هیاهو حفظ نمیشود؛ با حقیقت حفظ میشود.
اما از آن طرف هم کسی حق ندارد دخالت خارجی را بدون بررسی کنار بگذارد.
نه سادهلوحی قابل قبول است.
نه اتهامزنی بیسند.
و حالا برسیم به ورزشگاه ۵ مرداد اراک!
خانم سخنگو!
حافظه مردم کوتاه نیست.
تصاویر و فیلمهای مربوط به فضای سیاسی آن روزها هنوز وجود دارد.
سخنرانیها وجود دارد.
شعارها وجود دارد.
آرشیو رسانهها وجود دارد.
فضای سیاسی ورزشگاه ۵ مرداد اراک هم بخشی از همین حافظه است.
پس یک سؤال روشن:
آیا همه کسانی که آن روزها سخن گفتند، امروز حاضرند مسئولیت سخنان خود را بپذیرند؟
اگر سخنانشان درست بوده، دفاع کنند.
اگر اشتباه بوده، عذرخواهی کنند.
اگر تحریف شده، سند بیاورند.
اما نمیشود در روزهای انتخابات با حرارت سیاسی سخن گفت و در روزهای بحران، همه چیز را گردن «جوانان هیجانزده» انداخت.
مسئولیت سیاسی تاریخ مصرف ندارد.
مردم آرشیو دارند؛ اینترنت هم فراموش نمیکند
یک نکته را نباید فراموش کرد.
دوران «حافظهزدایی سیاسی» گذشته است.
مردم فیلم ذخیره میکنند.
عکس ذخیره میکنند.
مصاحبهها را نگه میدارند.
سخنرانیها را کنار هم میگذارند.
و بعد مقایسه میکنند.
امروز نمیتوان یک حرف زد و فردا خلاف آن را گفت و انتظار داشت کسی چیزی به یاد نداشته باشد.
آرشیو مردم، از بسیاری از تریبونهای رسمی ماندگارتر است.

خانم سخنگو! دولت باید سخنگوی حقیقت باشد
سخنگوی دولت نباید سخنگوی یک جناح باشد.
نباید سخنگوی یک روایت گزینشی باشد.
باید سخنگوی واقعیت باشد.
واقعیت تلخ است؟
بگویید.
معترض بوده؟
بگویید.
جرم کرده؟
بگویید.
حقش ضایع شده؟
بگویید.
بیگانه دخالت کرده؟
سند ارائه کنید.
مسئولی اشتباه کرده؟
مسئولیت بخواهید.
مردم از دولت حقیقت میخواهند؛ نه روایتهای انتخاباتی.
یک سؤال آخر؛ بسیار ساده، اما بسیار سنگین
خانم مهاجرانی!
اگر آن جوانی که سطل زباله را آتش زده «فرزند ماست»،
پس آن شهروندی که سطل زباله متعلق به شهر اوست و از جیب خودش برای آن هزینه داده، چه؟
اگر آن جوان «فرزند ماست»،
پس قربانی او چه؟
اگر او حق اعتراض دارد،
قربانی او حق امنیت ندارد؟
اگر برای خطای او باید دلسوز بود،
برای رنج قربانیانش نباید دلسوز بود؟
این دوگانه را برای مردم توضیح دهید.
پایانبندی؛ اینجا دیگر مسئله یک سطل زباله نیست
خانم سخنگو!
مسئله سطل زباله نیست.
مسئله تحریف واقعیت است.
مسئله این است که با چند کلمه نرم و احساسی، یک بحران سخت را نمیتوان پاک کرد.
ملت نه با خشونت موافق است، نه با بیعدالتی.
نه مزدور بیگانه را میپذیرد، نه اتهام بیسند را.
نه آشوب را اعتراض مینامد، نه اعتراض را آشوب.
اما از مسئولان یک چیز میخواهد:
حقیقت.
کامل.
شفاف.
بدون روتوش.
چون سطل زباله را میشود خاموش کرد؛
اما آتشِ حقیقت را نمیشود خاموش کرد.
و حافظه مردم را نمیشود با یک جمله پاک کرد.
گچساران نیوز
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0