بازتاب تحلیلهای بینالمللی از تحولات میدانی و سیاسی جنگ اخیر علیه ایران
جنگ تحمیلی سوم در روز هفتادوسوم؛ آزمون اقتدار و تابآوری ملی ایران

جنگ تحمیلی سوم علیه ملت ایران وارد هفتاد و سومین روز خود شده است؛ جنگی که نه یک رویداد مقطعی، بلکه بخشی از مواجهه طولانیمدت جبهه آمریکا و رژیم صهیونیستی با ملت ایران به شمار میرود. درک درست از امروز و فردای این جنگ، مستلزم فهمی جامع از موازنه قدرت، واقعیتهای میدانی و ظرفیتهای ملی است.
در هفتههای اخیر، حتی در فضای رسانهای و تحلیلی غرب نیز نشانههایی از اذعان به ناکامی آمریکا دیده میشود. نظرسنجی مؤسسه یوگاو نشان میدهد اکثریت مردم آمریکا، کشورشان را بازنده این جنگ میدانند. تحلیلگران رسانههایی چون CBS، واشنگتنپست و اندیشکدههای غربی نیز برخلاف ادعاهای اولیه، از انسجام درونی ایران، توان بالای مدیریت بحران و پرهزینه بودن هرگونه تقابل نظامی با تهران سخن میگویند.
برخی چهرههای نظامی و سیاسی غربی تصریح کردهاند که ایران با تکیه بر قدرت ملی، حمایت مردمی و ابتکار عمل راهبردی، محاسبات سنتی قدرتهای بزرگ را بر هم زده است. به اذعان این تحلیلها، آمریکا نهتنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه با واقعیتی تازه از توان بازدارندگی و اثرگذاری ایران مواجه شده است.
این جنگ، نمونهای آشکار از یک نبرد نامتقارن و ترکیبی است؛ نبردی که در آن، فقط سلاح نظامی تعیینکننده نیست، بلکه انسجام اجتماعی، قدرت اطلاعاتی، مدیریت اقتصادی و دیپلماسی فعال نقش اساسی دارد. انسداد طولانیمدت تنگه هرمز و ناتوانی آمریکا در تغییر معادله، نشان داد که توازن قوا برخلاف برآوردهای اولیه دشمن تغییر کرده است.
در چنین شرایطی، تجربه جنگ ۷۳ روزه یک پیام روشن دارد: تولید قدرت ملی صرفاً در میدان نظامی خلاصه نمیشود. همانگونه که نیروهای مسلح با آمادگی و ابتکار عمل، نقش خود را ایفا کردند، سایر بخشها نیز باید متناسب با شرایط جنگ ترکیبی، آرایش فعالتری به خود بگیرند. ضعف، انفعال یا خطای محاسباتی در حوزههای اقتصادی، رسانهای و مدیریتی میتواند دستاوردهای میدانی را تحتالشعاع قرار دهد.
امنیت اقتصادی، بخش مهمی از تابآوری ملی است. فشار بر معیشت مردم، احتکار، اخلال سازمانیافته و سوءاستفاده از شرایط جنگی، نه یک مسئله عادی اقتصادی، بلکه همسویی با اهداف دشمن تلقی میشود. اصلاح اقتصادی به معنای افزایش فشار بر مردم نیست، بلکه مستلزم توزیع عادلانه منابع، حمایت از اقشار آسیبپذیر و برخورد قاطع با مفسدان و اخلالگران است.
در بُعد دیپلماتیک نیز شرایط جدید، نیازمند بازنگری جدی در برخی رویکردهای فرسوده است. دیپلماسی، صرفاً به مذاکره با آمریکا محدود نمیشود و تجربههای گذشته نشان داده که بیاعتمادی به وعدههای واشنگتن، ریشهای واقعی دارد. جنگ اخیر، فرصتی برای تقویت همکاریهای منطقهای، کاهش نقش بیگانگان در خلیج فارس و تعریف نظمی تازه مبتنی بر امنیت بومی است.
در نهایت، جنگ تحمیلی سوم بار دیگر نشان داد که ملت ایران، در بزنگاههای تاریخی، با وجود فشارها و هزینهها، از انسجام و قدرت ایستادگی بالایی برخوردار است. اگر این سرمایه اجتماعی با مدیریت هوشمندانه، عدالت اقتصادی و دیپلماسی فعال همراه شود، دشمن ناچار به عقبنشینی خواهد شد و آینده، بیش از پیش به سود ملت ایران رقم خواهد خورد
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0