کد خبر : 70708
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 15 اردیبهشت 1405 - 9:07

زواره کائیدی

تنگه هرمز؛ اهرم قدرتی که سال‌ها دیر به کار گرفته شد

تنگه هرمز؛ اهرم قدرتی که سال‌ها دیر به کار گرفته شد
پس از اقدام اخیر ایران در مسدودسازی تنگه هرمز و بازتاب گسترده آن در جهان، بحثی قدیمی دوباره زنده شده است؛ اینکه چرا جمهوری اسلامی با وجود ۴۰ سال تحریم و فشار، دیر به فکر استفاده از این اهرم راهبردی افتاد؟ تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد تکیه صرف بر مذاکره نتوانست تحریم‌ها را برطرف کند، در حالی که به‌کارگیری قدرت میدانی ایران در تنگه هرمز ظرف مدت کوتاهی، محاسبات دشمن را تغییر داده است.

 

مسدودسازی تنگه هرمز از سوی ایران، در ماه‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین موضوعات مورد توجه رسانه‌ها و کارشناسان بین‌المللی تبدیل شده است. اقدامی که نه تنها معادلات اقتصادی جهان را تحت تأثیر قرار داد، بلکه نگاه تازه‌ای به ظرفیت‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران گشود.

در اوج این تحولات، یک کاربر نیوزیلندی در شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) با اشاره به نقش تعیین‌کننده تنگه هرمز نوشت:

«من نمی‌توانم درک کنم که چطور ایران چنین کارت قدرتمندی با پیامدهای عظیم برای کل جهان، یعنی بستن تنگه هرمز را در اختیار داشت و با وجود ۴۰ سال تحریم‌های ناعادلانه و تبلیغات منفی علیه خود، این برگ برنده را تا پیش از این فعال نکرده بود! واقعاً ایران با اخلاق‌ترین کشور روی زمین است. اگر تنگه هرمز در ایالات متحده بود، شما هر روز و شب باید پاهای رئیس‌جمهور وقت آمریکا را می‌بوسیدید تا یک قطره نفت به دست بیاورید.»

این پرسش، امروز در داخل کشور هم مطرح است؛ آیا ایران در استفاده از اهرم‌های قدرت خود، از جمله تنگه هرمز، بیش از حد محتاط و دیرهنگام عمل نکرده است؟

از تحریم‌های ۱۳۸۸ تا حلقه محاصره اقتصادی
سال ۱۳۸۸ و حوادث پس از انتخابات، نقطه عطفی در تشدید فشارهای خارجی علیه ایران بود. برخی چهره‌های غرب‌گرا که خود را مدعی اصلاحات می‌نامیدند، با دامن زدن به آشوب‌ها، زمینه‌ساز اعمال تحریم‌های ویژه شدند.

«جان هانا» مشاور امنیت ملی دیک چنی، ۲۳ مهر ۱۳۸۸ در روزنامه لس‌آنجلس تایمز از دیدار با برخی فعالان ایرانی در اروپا خبر داد و نوشت: آنها نه تنها با اصل تحریم مخالفت نکردند، بلکه پیشنهاد دادند تحریم‌ها باید «در دوزهای قوی» اعمال شود تا اثر «شوک» داشته باشد، نه «واکسیناسیون».

بر اساس همین رویکرد، قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت و تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا در قالب قانون «CISADA» در سال ۱۳۸۹ تصویب شد تا حلقه محاصره اقتصادی ایران را تنگ‌تر کند. حدود دو سال بعد، آثار این تحریم‌ها به‌طور ملموس در زندگی مردم دیده شد؛ نقطه‌ای که بسیاری آن را «زمان طلایی استفاده از اهرم تنگه هرمز» می‌دانستند؛ اهرمی که می‌توانست به آمریکا نشان دهد فشار بر اقتصاد ایران، بدون هزینه نخواهد بود.

با این حال، در آن دوران، بخش قابل توجهی از مدیران اجرایی ترجیح دادند به جای تکیه بر اهرم‌های قدرت، مسیر مذاکره و چانه‌زنی را در پیش بگیرند.

هشدارهای نظامی و نبود اراده اجرایی
در سال‌های بعد، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح بارها از آمادگی ایران برای کنترل یا بستن تنگه هرمز سخن گفتند. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، شهید سردار سلامی، جانشین وقت فرمانده کل سپاه، تأکید کرد:

«ایران اگر اراده کند، قطره‌ای نفت از تنگه هرمز به شرق و غرب عالم صادر نخواهد شد و اگر آمریکایی‌ها ما را تهدید کنند، براساس کنوانسیون ۱۹۸۲ دریاها، مجبور خواهیم بود مانع عبور کشتی‌های آنها از تنگه هرمز شویم.»

دو سال بعد، با خروج ترامپ از توافق و آغاز سیاست فشار حداکثری، موضعی قاطع از سوی رئیس‌جمهور وقت ایران، امیدها را برای استفاده از اهرم تنگه هرمز افزایش داد. او ۱۲ تیر ۱۳۹۷ گفت:

«آمریکایی‌ها مدعی شده‌اند که می‌خواهند به‌طور کامل جلوی صادرات نفت ایران را بگیرند. آنها معنی این حرف را نمی‌فهمند؛ چرا که این اصلاً معنی ندارد که نفت ایران صادر نشود و آن وقت نفت منطقه صادر شود.»

همین موضع، با استقبال شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده وقت نیروی قدس، مواجه شد. او در پیامی خطاب به رئیس‌جمهور اعلام کرد نیروهای مسلح آماده اجرای هر سیاستی در این چارچوب هستند. با این حال، این مواضع در سطح عملی متوقف ماند و به تصمیم اجرایی پایدار تبدیل نشد.

نقش مشاوران و جریان‌های غرب‌زده
یکی از عوامل مهم در این تأخیر، به باور منتقدان، اتکای برخی مدیران اجرایی به مشاوران و کارشناسانی بود که یا به توان ملی باور نداشتند یا بیش از حد از واکنش غرب می‌ترسیدند. رهبر شهید انقلاب سال‌ها پیش نسبت به چنین رویکردی هشدار داده بود؛ اینکه «با آدم ترسو مشورت نکن» زیرا هر اقدام بزرگ را با ترس و تردید متوقف می‌کند.

در این سال‌ها، جریان غرب‌زده مدعی اصلاحات، از یک سو در خارج برای تحریم ایران زمینه‌سازی می‌کرد و از سوی دیگر در داخل، می‌کوشید اهرم تنگه هرمز را کم‌اثر یا پرریسک نشان دهد. آنها یا با برجسته کردن مسیرهای جایگزین در امارات و عربستان، نقش تنگه هرمز را ناچیز جلوه می‌دادند، یا با هراس‌افکنی، هرگونه اقدام در این تنگه را مساوی اجماع جهانی و حمله نظامی تصویر می‌کردند. حتی گاهی ادعا می‌شد ایران توان مسدودسازی این تنگه را ندارد.

به تعبیر منتقدان، این جریان همزمان «خشاب اسلحه دشمن را پر می‌کرد و خشاب اسلحه خودی را خالی می‌گذاشت».

از مذاکره تا اعمال قدرت؛ دو تجربه متفاوت
اکنون و پس از گذشت سال‌ها مذاکره برای لغو تحریم‌ها از یک طرف و تجربه استفاده از اهرم تنگه هرمز در ماه‌های اخیر از طرف دیگر، تصویر روشن‌تری پیش روی تصمیم‌گیران قرار گرفته است.

در حالی که ۱۳ سال مذاکره، بخش عمده تحریم‌ها را پابرجا گذاشت، اعمال قدرت در تنگه هرمز توانست ظرف مدت کوتاهی، فشار مؤثری بر اقتصاد جهانی و حامیان اصلی تحریم‌ها وارد کند.

بر اساس این نگاه، آنچه دشمن را وادار به عقب‌نشینی می‌کند، «فشار خردکننده» و تصمیمات شجاعانه و بازدارنده است، نه صرفاً گفت‌وگو و چانه‌زنی. به اعتقاد تحلیلگران، اگر مدیریت و کنترل ایران بر تنگه هرمز حداقل ده سال زودتر در سطح فعلی اعمال می‌شد، شاید امروز چهره منطقه و حتی جهان متفاوت بود.

ضرورت تصمیم‌گیری به‌موقع در پرونده‌های راهبردی
این تجربه، برای آینده نیز پیامی روشن دارد: در مسائل راهبردی، تأخیر در تصمیم‌گیری‌های جسورانه می‌تواند هزینه‌های سنگینی به ملت تحمیل کند. همان‌گونه که درباره تنگه هرمز اکنون این پرسش مطرح است که «چرا دیرتر از حد لازم اقدام شد»، بیم آن می‌رود در آینده نیز درباره موضوعاتی چون معاهده NPT یا محاصره دریایی ایران، همان سؤال تکرار شود.

جمع‌بندی بسیاری از تحلیلگران داخلی این است که ایران امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تکیه بر اهرم‌های واقعی قدرت، تصمیمات شجاعانه و استفاده به‌موقع از ظرفیت‌های راهبردی خود است؛ تصمیماتی که بتواند دشمن را از ادامه مسیر خصمانه پشیمان کند و جایگاه جمهوری اسلامی را در معادلات منطقه و جهان تثبیت نماید.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.