کد خبر : 70243
تاریخ انتشار : دوشنبه 27 بهمن 1404 - 17:48

وقتی سیاست بر شانه‌های آمار جعلی می‌لنگد

زواره کائیدی

تصاویر مونیخ چه می‌گویند و سلطنت‌طلبان چه می‌گویند؟

تصاویر مونیخ چه می‌گویند و سلطنت‌طلبان چه می‌گویند؟
ادعای حضور ۲۵۰ هزار نفر در تجمع مونیخ، در برابر تصاویر میدانی که بیش از ۹۰ درصد آن خالی است، تنها یک چیز را آشکار می‌کند: تداوم عددسازی و فریب افکار عمومی در جریان سلطنت‌طلب و محوریت آن در رفتار سیاسی رضا پهلوی.

 

ماجرای تجمع مونیخ و ادعاهای عجیب پیرامون آن، بار دیگر پرده از واقعیتی برداشت که سال‌هاست در رفتار جریان سلطنت‌طلب و شخص رضا پهلوی تکرار می‌شود: سیاست‌ورزی بر پایه عددسازی، روایت‌سازی و فریب افکار عمومی.

تصاویر و فیلم‌های منتشرشده از میدان مونیخ، روشن‌تر از هر توضیحی نشان می‌دهد که ادعای حضور «۲۵۰ هزار نفر» چیزی جز یک بزرگ‌نمایی مضحک نیست. میدانی که در بهترین حالت گنجایش ۲۰۰ هزار نفر دارد، در روز تجمع حتی ده درصد ظرفیتش هم پر نشد. برگزارکنندگان از حاضران می‌خواستند پراکنده شوند تا خالی بودن میدان کمتر به چشم بیاید، اما دوربین‌ها حقیقت را ثبت کردند: حداکثر ده هزار نفر.

این نخستین‌بار نیست که چنین اعدادی ساخته می‌شود. پس از حوادث ۱۸ و ۱۹ دی نیز، رسانه‌های معتبر آمریکایی رضا پهلوی را بابت ادعای «۵۰ هزار نیروی نظامی بیعت‌کرده» به چالش کشیدند؛ ادعایی که برخی جوانان بر اساس آن به خیابان رفتند و جان باختند. با وجود این رسوایی‌ها، او نه‌تنها عذرخواهی نکرد، بلکه در ادعایی تازه گفت «۱۶۰ هزار نفر از نیروهای جمهوری اسلامی» از او خواسته‌اند جدا شود. این حجم از بی‌پروایی در جعل آمار، حتی برای مخالفان او نیز حیرت‌آور است.

مسئله نگران‌کننده‌تر اما باور ساده‌دلانه بخشی از هواداران است. چگونه ممکن است فردی با حداقل عقل سلیم بپذیرد که ده‌ها هزار نیروی نظامی کشور مخفیانه با یک فرد خارج‌نشین بیعت کرده‌اند؟ چگونه ممکن است بر اساس چنین توهماتی به مراکز نظامی حمله شود، با این تصور که نیروهای داخل پادگان‌ها «در را باز خواهند کرد»؟ این سطح از فریب‌پذیری، خود نشانه‌ای از بحران عمیق‌تری است.

در این میان، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: رضا پهلوی محصول یک روند طبیعی سیاسی نیست. او برساخته پروژه‌ای است که سال‌هاست توسط سرویس‌های خارجی، به‌ویژه موساد، برای ایجاد اختلال در ایران طراحی شده. رفتار او و حلقه نزدیکانش هیچ شباهتی به یک جریان سیاسی مسئول ندارد؛ نه برنامه، نه راهبرد، نه فهمی از استقلال سیاسی و نه حتی حداقلی از اخلاق سیاسی. آنچه دیده می‌شود، مجموعه‌ای از فحاشی، تهدید، خشونت، و مهم‌تر از همه اعتیاد مزمن به جعلیات است.

پرچم‌های رژیم صهیونیستی که در تجمعات سلطنت‌طلبان بالا می‌رود، بیش از هر تحلیل دیگری نشان می‌دهد این جریان در کدام مسیر حرکت می‌کند و برای چه پروژه‌ای طراحی شده است. پروژه‌ای که ستون فقراتش بر «دروغ» بنا شده؛ از آمار تجمعات تا تعداد هواداران و حتی روایت‌های احساسی و ساختگی از «قهرمانان خیابانی».

در نهایت، پرسش اصلی این است:

آیا کسانی که دی‌ماه فریب این روایت‌های ساختگی را خوردند، امروز هوشیار شده‌اند؟

پاسخ این پرسش، تعیین‌کننده آینده بسیاری از تحولات اجتماعی است.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.