زواره کائیدی
تحلیل تحولات اخیر؛ از اعتراضات اقتصادی تا ورود جریانهای خشونتمحور

حوادث تلخ هفتههای گذشته، یکی از پیچیدهترین و چندلایهترین رخدادهای سالهای اخیر بود؛ رخدادهایی که از دل مطالبات واقعی مردم آغاز شد اما در ادامه با ورود جریانهای سازمانیافته، به صحنهای از خشونت، تخریب و عملیات روانی تبدیل گردید. برای فهم درست این رویدادها، نخست باید میان اعتراض اجتماعی و پروژههای خشونتمحور تفکیک قائل شد؛ تفکیکی که هم برای تحلیلگران ضروری است و هم برای افکار عمومی.
۱. ریشههای اجتماعی و اقتصادی اعتراضات
نقطه آغاز ماجرا، نارضایتیهای انباشتهشده از تورم، گرانی، بیثباتی اقتصادی و فشار معیشتی بود. این واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت. بخش بزرگی از مردم، بهویژه طبقه متوسط و اقشار کمدرآمد، با مشکلات جدی مواجهاند و اعتراض مسالمتآمیز آنان بخشی طبیعی از سازوکار جامعه است.
این بخش از مردم، همان «معترضان واقعی» بودند؛ کسانی که با رفتار مدنی وارد میدان شدند و اتفاقاً خیلی زود، با مشاهده تغییر ماهیت تجمعات، صحنه را ترک کردند.
۲. نقش هیجان، فضای مجازی و نوجوانان
در کنار معترضان، گروهی از نوجوانان و جوانان نیز حضور داشتند که بیشتر تحت تأثیر هیجان، فضای مجازی و موجسازیهای احساسی قرار گرفتند. این گروه نه سازمانیافته بودند و نه هدفی برای خشونت داشتند. آنان بیشتر تماشاگر یا همراه موج بودند؛ پدیدهای که در بسیاری از اعتراضات جهانی نیز دیده میشود.
۳. ورود تخریبگران و تغییر ماهیت خیابان
از این نقطه به بعد، صحنه خیابان تغییر کرد. گروههایی که هدفشان اعتراض نبود، بلکه آسیب به اموال عمومی و خصوصی بود، وارد میدان شدند. آتشزدن خودروها، حمله به بانکها، تخریب ساختمانها و ایجاد رعب عمومی، نشانههای روشن این مرحله است. این گروهها معمولاً در بزنگاههای اجتماعی فعال میشوند و از خلأ امنیتی برای ضربه زدن به نظم عمومی استفاده میکنند.
۴. لایه امنیتی ماجرا و مسئله «کشتهسازی»
تحلیلهای رسمی و شواهد میدانی نشان میدهد که در کنار تخریبگران، جریانهای سازمانیافته و آموزشدیده نیز وارد میدان شدند؛ جریانهایی که هدفشان نه اعتراض، نه تخریب، بلکه ایجاد تلفات انسانی و تشدید بحران بود.
مفهوم «کشتهسازی» که از سوی برخی مسئولان مطرح شد، اشاره به همین مرحله دارد: ایجاد صحنههای خونین برای تحریک احساسات عمومی، تولید خوراک رسانهای و فراهمکردن زمینه مداخله خارجی.
این بخش از ماجرا، ماهیتی کاملاً امنیتی دارد و تفکیک آن از اعتراضات مردمی ضروری است.
۵. نقش مردم و نیروهای امنیتی در مهار بحران
با وجود تلخی حوادث، یک واقعیت مهم نباید نادیده گرفته شود:
مردم در نهایت نقش اصلی را در پایاندادن به بحران ایفا کردند.
حضور آرام، هوشیاری اجتماعی، فاصلهگرفتن از خشونت و همراهی با نیروهای امنیتی، باعث شد پروژههای خشونتمحور به نتیجه نرسد.
نیروهای امنیتی نیز با وجود فشار سنگین، تلاش کردند میان معترض و عامل خشونت تفکیک قائل شوند؛ موضوعی که در کاهش تلفات و جلوگیری از گسترش بحران مؤثر بود.
۶. ضرورت بازگشت به ریشهها
اکنون که بحران فروکش کرده، مهمترین پرسش این است:
چگونه میتوان از تکرار چنین رخدادهایی جلوگیری کرد؟
پاسخ، نه فقط امنیتی است و نه صرفاً اقتصادی.
راهحل، ترکیبی از این موارد است:
– تقویت ثبات اقتصادی و کاهش فشار معیشتی
– افزایش شفافیت و گفتوگوی اجتماعی
– مدیریت هوشمند فضای مجازی
– تقویت اعتماد عمومی
– و البته حفظ آمادگی امنیتی در برابر پروژههای خارجی
۷. جمعبندی
حوادث اخیر نشان داد که جامعه ایران، هم ظرفیت اعتراض دارد و هم توان عبور از بحران.
اما برای جلوگیری از تبدیل اعتراض به آشوب، باید مطالبات واقعی مردم شنیده شود و در کنار آن، با جریانهای خشونتمحور و سازمانیافته برخورد دقیق و هدفمند صورت گیرد.
ایران زمانی قویتر خواهد بود که:
– اعتراض شنیده شود
خشونت مهار شود
و وحدت اجتماعی حفظ شود
این سه گانه ،کلید عبور از بحران های آینده است
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 0