📝 یادداشت ویژه
زواره کائیدی
بحران خاموش آموزش؛ صدای هشدار از گچساران و باشت

در روزگاری که ناترازی در آب و برق با چند پروژه عمرانی جبران میشود، ناترازی در آموزش و تربیت نسل آینده، زخمی است که بهسادگی درمان نمیشود. تاجگردون با صراحت از افت شدید معدل دانشآموزان پایه دوازدهم سخن گفت؛ میانگینی نزدیک به ۸، که نه فقط یک عدد، بلکه نشانهای از فرسایش امید در دل جوانان است.
او ریشههای بحران را چندوجهی میداند: ساختار آموزشی ناکارآمد، فشارهای اقتصادی خانوادهها، اضطراب کنکور، و غرق شدن نوجوانان در فضای مجازی. این عوامل، همچون حلقههای زنجیر، دانشآموز را در مسیری قرار دادهاند که پایانش سرخوردگی و بیاعتمادی به آینده است.
اما نقد جدی اینجاست: هشدارها کافی نیستند. وقتی نماینده مجلس از بحران ملی سخن میگوید، باید فراتر از گلایه، به ارائه راهکارهای روشن و عملی بپردازد. پروژهای با نام «امید» معرفی میشود، اما جزئیات آن همچنان در هالهای از ابهام است. ضربالاجل برای افزایش معدل تا خرداد، بیشتر شبیه فشار آماری است تا اصلاح واقعی.
این یادداشت ویژه بر یک نکته اساسی تأکید دارد: بحران آموزش در گچساران و باشت، بحران یک منطقه نیست؛ بحران یک ملت است. اگر امروز برای آن تدبیر نشود، فردا با نسلی مواجه خواهیم بود که نه مهارت دارد، نه انگیزه، و نه اعتماد به آینده.
تاجگردون بهدرستی از عدالت آموزشی و تخصیص ناعادلانه امکانات سخن گفت؛ اما پرسش اصلی همچنان باقی است: چه کسی مسئول تغییر این مسیر است؟ آموزشوپرورش تنها نیست؛ مجلس، دولت، خانوادهها و همه نهادها باید پای کار بیایند.
—
جمعبندی:
این بحران، آزمونی است برای همه ما. اگر آموزش را جدی نگیریم، هیچ پروژه عمرانی و هیچ سرمایهگذاری اقتصادی نمیتواند شکاف انسانی و اجتماعی را پر کند. امروز باید امید را نه در شعار، بلکه در عمل بازسازی کنیم.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0