کد خبر : 71131
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 2 تیر 1405 - 8:58

پشت پرده یک سناریوی اقتصادی خطرناک

به قلم مدیر مسئول گچساران نیوز

بازی خطرناک آمریکا: پول ایران را گرفتند، ذرت نسیه می‌دهند!

بازی خطرناک آمریکا: پول ایران را گرفتند، ذرت نسیه می‌دهند!
در حالی که ایران بر آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده خود تأکید دارد، شواهد تازه از یک نقشه پیچیده در واشنگتن حکایت می‌کند؛ سناریویی که به‌جای بازگرداندن پول نقد ملت ایران، آن را به خرید اجباری محصولات آمریکایی گره زده و عملاً «حق ایران» را به «سود آمریکا» تبدیل می‌کند

در حالی که اقتدار «میدان» معادلات قدرت در غرب آسیا را دگرگون کرده و جمهوری اسلامی ایران را در موقعیت برتر قرار داده است، رفتار متناقض و توهین‌آمیز مقامات آمریکایی نشان می‌دهد واشنگتن همچنان در پی جبران شکست‌های میدانی خود از طریق ابزارهای فریبکارانه دیپلماتیک است. مذاکرات اخیر هیئت ایرانی در سوئیس، اگرچه با عنوان پیشرفت در مسیر گفت‌وگوها مطرح شد، اما حواشی آن پرده از واقعیتی مهم برداشت: طرف مقابل نه‌تنها آماده پذیرش واقعیت‌های جدید نیست، بلکه با ترکیبی از تهدید، تحقیر و فریب اقتصادی به دنبال تحمیل اراده خود است.

مطالبه روشن ایران؛ اجرای واقعی، نه وعده‌های کاغذی

محور اصلی مذاکرات، اجرای تعهدات آمریکا در چارچوب تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به‌ویژه بند ۱۳ آن بوده است؛ بندی که اجرای آن منوط به تحقق مجموعه‌ای از اقدامات کلیدی از جمله پایان جنگ در جبهه‌هایی مانند لبنان، رفع محاصره دریایی، بازگشایی مسیرهای حیاتی انرژی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران است.
موضع تهران در این‌باره شفاف است: بدون اجرای عملی این تعهدات، هیچ‌گونه پیشروی به سمت توافق نهایی معنا ندارد و تمامی تعهدات ایران بازگشت‌پذیر خواهد بود.

وقتی تهدید، جای دیپلماسی را می‌گیرد

در میانه مذاکرات، اظهارات تهدیدآمیز دونالد ترامپ درباره «در اختیار گرفتن تنگه هرمز» نه‌تنها فضای گفت‌وگو را مسموم کرد، بلکه نشان داد آمریکا هنوز از ادبیات زور فاصله نگرفته است. این مواضع باعث توقف نشست چهارجانبه شد و بار دیگر این پرسش را تقویت کرد که آیا واشنگتن اساساً به دنبال توافقی عادلانه است یا صرفاً در پی تحمیل خواسته‌های خود از مسیر فشار روانی و رسانه‌ای است؟

در همین راستا، مواضع صریح مسئولان داخلی از جمله محمدباقر قالیباف مبنی بر بی‌اثر بودن این تهدیدها، نشان‌دهنده اعتماد به نفس برخاسته از قدرت واقعی کشور است؛ قدرتی که دیگر اجازه نمی‌دهد ادبیات تحقیرآمیز طرف مقابل بی‌پاسخ بماند.

نمایش چهره واقعی واشنگتن

اظهارات جی‌دی ونس، معاون ترامپ، درباره لزوم «مهار حزب‌الله توسط ایران» نمونه‌ای آشکار از وارونه‌سازی واقعیت‌های منطقه است. این در حالی است که رژیم صهیونیستی با حمایت مستقیم آمریکا به تجاوز و کشتار ادامه می‌دهد. طرح چنین ادعاهایی نه‌تنها توهین به افکار عمومی منطقه است، بلکه نشان می‌دهد آمریکا همچنان به دنبال تضعیف محور مقاومت به‌عنوان یکی از پایه‌های اصلی قدرت ایران است.

کلاهبرداری اقتصادی با نسخه «نسیه‌فروشی»

اما خطرناک‌ترین بخش ماجرا، طرح اقتصادی آمریکاست؛ طرحی که در ظاهر با عنوان آزادسازی دارایی‌های ایران مطرح می‌شود، اما در واقع چیزی جز «مدیریت و کنترل این منابع توسط آمریکا و هزینه‌کرد آن برای خرید محصولات خودشان» نیست.
بر اساس این سناریو، ایران باید دارایی‌های بلوکه‌شده خود را نه به‌صورت نقد، بلکه در قالب خرید کالاهایی مانند ذرت، سویا و گندم از آمریکا دریافت کند! این یعنی تبدیل حق مسلم یک ملت به ابزاری برای رونق اقتصاد کشاورزان آمریکایی.

از سوی دیگر، مجوزهای موقت ۶۰ روزه برای فروش نفت، که به شروطی مانند بازرسی‌های گسترده گره خورده، نشان می‌دهد واشنگتن به‌دنبال یک معامله پایدار نیست، بلکه به‌دنبال گرفتن امتیازات راهبردی در ازای امتیازاتی موقتی و قابل بازگشت است.

اقتدار میدان؛ واقعیتی که نمی‌توان انکار کرد

در مقابل این فضاسازی‌ها، واقعیت‌های میدانی چیز دیگری می‌گویند. اعترافات رسانه‌ها و نهادهای غربی از خسارات سنگین آمریکا، از هزینه‌های نجومی تا آسیب به زیرساخت‌ها و تجهیزات پیشرفته نظامی، نشان‌دهنده یک تغییر بنیادین در موازنه قدرت است.
دیگر پایگاه‌های آمریکا در منطقه، نقاط تولید قدرت نیستند، بلکه به اهدافی آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند. این همان واقعیتی است که واشنگتن تلاش می‌کند در میز مذاکره پنهان کند.

دیپلماسی باید صدای اقتدار باشد، نه ابزار معامله

اکنون پرسش اصلی اینجاست: وقتی ایران در میدان به چنین سطحی از اقتدار دست یافته، چرا باید در میز مذاکره به پیشنهادهایی تن دهد که بوی تحقیر و فریب می‌دهند؟
دستاوردهای میدانی، «نقد» و واقعی‌اند؛ حاصل هزینه‌ها و مجاهدت‌هایی که نمی‌توان آن‌ها را با وعده‌های نسیه و مشروط معاوضه کرد.

دیپلماسی، اگر قرار است موفق باشد، باید ادامه همان مسیر اقتدار باشد؛ زبانی برای تثبیت پیروزی‌ها، نه ابزاری برای جبران شکست‌های طرف مقابل.

جمع‌بندی

امروز بیش از هر زمان دیگری، ضرورت یک رویکرد هوشمندانه، مقتدر و غیرمنفعل در سیاست خارجی احساس می‌شود. تجربه نشان داده است که آمریکا در بزنگاه‌ها، به‌جای پایبندی به تعهدات، به سمت فشار و فریب حرکت می‌کند.

بنابراین، حفظ دستاوردهای راهبردی کشور مستلزم آن است که «اقتدار میدان» به‌عنوان خط قرمز در دیپلماسی مورد توجه قرار گیرد و هیچ توافقی، این سرمایه بزرگ ملی را خدشه‌دار نکند.

 

دستاوردهای بزرگ را نباید با وعده‌های کوچک معامله کرد.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.