کد خبر : 70351
تاریخ انتشار : پنجشنبه 14 اسفند 1404 - 11:56

شب‌ها در گچساران عالم دیگری است!

شب‌ها در گچساران عالم دیگری است!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «کرونا نیوز» ، شب‌های این روزهای گچساران حال و هوایی متفاوت دارد؛ انگار شهر پس از غروب خورشید، روح تازه‌ای می‌گیرد. از همان لحظه‌ای که درِ خانه‌ها باز می‌شود و مردم قدم به خیابان می‌گذارند، می‌توان فهمید مقصد بسیاری یکی است. حتی رانندگی ماشین‌ها هم رنگی از شور و هیجان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی‌ «کرونا نیوز» ، شب‌های این روزهای گچساران حال و هوایی متفاوت دارد؛ انگار شهر پس از غروب خورشید، روح تازه‌ای می‌گیرد. از همان لحظه‌ای که درِ خانه‌ها باز می‌شود و مردم قدم به خیابان می‌گذارند، می‌توان فهمید مقصد بسیاری یکی است. حتی رانندگی ماشین‌ها هم رنگی از شور و هیجان دارد؛ صف بلند خودروها با چراغ‌های روشن، همچون کاروانی درحرکت است که مقصدش مصلای بزرگ گچساران است.

در مسیر، پرچم‌های سه‌رنگ ایران از شیشه ماشین‌ها بیرون آمده و در باد تکان می‌خورند. بسیاری نیز پرچم‌های یا حسین (ع) را برافراشته‌اند؛ گویی حال‌وهوای شهر یادآور شب‌های محرم شده است. موکب‌هایی در مصلا برپا شده‌اند و با چای و نذری از مردمی پذیرایی می‌کنند که برای عزاداری و همدلی گرد هم آمده‌اند. بوی اسپند در هوا پیچیده و نوای شعارهای حماسی در میان جمعیت طنین‌انداز است.

هرکس که وارد محوطه مصلا می‌شود، چیزی در دست دارد؛ برخی تصویر رهبرشان را حمل می‌کنند و برخی پرچم ایران را بالا گرفته‌اند. در میان جمعیت، مادری دیده می‌شود که قاب بزرگی در آغوش دارد؛ تصویری از رهبر انقلاب در کنار شهید حاج قاسم سلیمانی. نگاهش پر از دلدادگی است؛ گویی روایت یک پیوند عمیق میان مرید و مراد را در دل قاب نگه‌داشته است.

اندک‌اندک جمعیت برای آغاز راهپیمایی آماده می‌شود. موج مردم از مصلا به سمت خیابان‌های مرکزی شهر به حرکت درمی‌آید. صدای «حیدر حیدر» در خیابان‌ها می‌پیچد و نور چراغ تلفن‌های همراه، تاریکی شب را روشن می‌کند. نوجوانان و کودکان با شور و شوق، پرچم‌های ایران را در هوا می‌چرخانند و گاهی در میان جمعیت، تصویر بزرگی از رهبر انقلاب دیده می‌شود که بر دستان جوانی بالا رفته و از دوردست‌ها نیز قابل‌تشخیص است.

در میان جمعیت، مداحان انقلابی با صدای رسایشان شور مراسم را دوچندان می‌کنند. با آغاز نوحه و شعارها، بسیاری از حاضران به سال‌های دور دهه ۶۰ بازمی‌گردند؛ روزهایی که صدای مداحی‌های دوران دفاع مقدس از بلندگوها پخش می‌شد و دل‌ها را به میدان‌های نبرد گره می‌زد. حالا همان فضا دوباره در خیابان‌های شهر زنده شده است.

با هر شعار، جمعیت یک‌صدا پاسخ می‌دهد. مردی جوان که کنار جمعیت ایستاده، ابتدا آرام و با تردید همراهی می‌کند، اما با بالا گرفتن شعارها، مشت گره‌کرده‌اش را بالا می‌برد و هم‌صدا با دیگران فریاد می‌زند. این فریادها تنها یک شعار نیست؛ انعکاس فریادی مشترک است که در دل بسیاری از مردم شکل‌گرفته است.

سیل جمعیت خیابان‌های مرکزی گچساران را در می‌نوردد. خانواده‌های زیادی در میان راهپیمایان دیده می‌شوند؛ پدران و مادرانی که دست فرزندانشان را گرفته‌اند و کودکانی که پرچم‌های ایران را باافتخار در دست دارند. نوجوانانی با سربندهای انقلابی در میان جمعیت حرکت می‌کنند و شعار «لبیک یا خامنه‌ای» را با صدایی رسا تکرار می‌کنند؛ شعاری که برای آنان تنها یک جمله نیست، بلکه نشانه ادامه مسیری است که باور دارند باید حفظ شود.

در گوشه‌ای از مسیر، مادر شهیدی از دوران دفاع مقدس دیده می‌شود که تصویر فرزندش را در آغوش گرفته است. صدای «یا حسین» او در میان جمعیت می‌پیچد و آرام‌آرام بغض بسیاری از حاضران را می‌شکند. اشک‌ها بر چهره‌ها جاری می‌شود، اما این اشک‌ها با نوعی استقامت و امید همراه است.

این شب‌ها گچساران تنها یک شهر نیست؛ صحنه‌ای از همدلی و حضور مردمی است که نقش خود را در این روزهای سرنوشت‌ساز پیداکرده‌اند. مردم با حضوری پرشور در خیابان‌ها نشان می‌دهند که در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و از آرمان‌هایی که به آن باور دارند، دفاع می‌کنند.

در نگاه بسیاری از حاضران، این حضور تنها یک مراسم نیست؛ نوعی عهد و پیمان جمعی است. پیمانی که یادآور این باور است که خون شهیدان، به‌ویژه رهبر انقلاب و پیشگامان یک ملت، می‌تواند موجی از بیداری و همبستگی ایجاد کند؛ موجی که فراتر از مرزها نیز بازتاب پیدا می‌کند.

در همین حال، بسیاری معتقدند اگرچه رهبرشان دیگر در میان آنان نیست، اما یاد و مسیر ایشان همچنان در رفتار و تصمیم‌های مردم زنده است. حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها نشان می‌دهد که این پیوند همچنان پابرجاست؛ پیوندی که از شهرها و روستاهای ایران تا میدان‌های مقاومت در منطقه امتدادیافته است.

شب‌های گچساران این روزها روایتگر همین حقیقت است؛ شب‌هایی که در آن مردم گویی یک‌صدا و یک دل شده‌اند. شهری که پس از غروب آفتاب، با پرچم‌ها، شعارها و اشک‌ها، تصویر تازه‌ای از همبستگی و امید را به نمایش می‌گذارد؛ شبیه عطری که در فضا می‌پیچد و یادآور حضوری است که هنوز در دل‌ها احساس می‌شود.

یادداشت: یاسر مرادی

انتهای خبر/

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.