کرونا و خاطرات تلخش در بیمارستان شهید جلیل یاسوج
[ad_1] به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی آگاه، جاودان سیرت کهبخش هایی از خاطرات روزهای کرونایی بیمارستان شهید جلیل یاسوج را در صفحه مجازی خود منتشر می کند در یک از خاطرات خود چنین نوشت . زمان به سختی می گذشت ، تعداد بیماران بستری شده از روزی سه نفر تا هفده نفر متغیر
[ad_1]
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی آگاه، جاودان سیرت کهبخش هایی از خاطرات روزهای کرونایی بیمارستان شهید جلیل یاسوج را در صفحه مجازی خود منتشر می کند در یک از خاطرات خود چنین نوشت .
زمان به سختی می گذشت ، تعداد بیماران بستری شده از روزی سه نفر تا هفده نفر متغیر بود . یکی از مشکلات ما نمونه گیری از این بیماران بود ، می بایست نمونه از حلق و بینی بیماران گرفته میشد و بالطبع دچار سرفه و عطسه می شدند و خطرات بسیاری برای فرد نمونه گیر داشت .
تعداد اندک و انگشت شماری پک کامل و حفاظتی یکبار مصرف از مرکز بهداشت استان برای نمونه گیرها دریافت کرده بودیم . همکارانم به ویژه سرکار خانم رشیدی به عنوان مسئول کنترل عفونت بیمارستان رابط بین مرکز بهداشت استان و بیمارستان بود و ابتدائا خود به عنوان نمونه گیر در کنار اعلام آمار و ارقام به مرکز بهداشت انجام وظیفه مینمود .
برنامه مدونی برای چگونگی روند پذیرش بیماران ، راه اندازی کلینیک عفونی ، اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم از طریق صدا و سیما ، تعیین رابط بین خیرین و بیمارستان ، طراحی برنامه راند مدیریتی برای ارزیابی وضعیت بیماران و چگونگی رسیدگی به آنان بطور شبانه روز ، حفاظت پرسنل و ….طراحی گردید و ماحصل آن به صورت ذیل بود.
۱: راه اندازی پیش تریاژ و تریاژ جهت رسیدگی اولیه و ثبت اطلاعات بیمار انجام شد .
۲: نمونه گیری از بیماران توسط پرسنل پرستاری در همان ابتدای ویزیت توسط پزشکان محترم عمومی و ارسال به آزمایشگاه در دستور کار قرار گرفت .
۳: ویزیت سریع توسط متخصص محترم عفونی و تعیین تکلیف بر اساس پروتکلهای ابلاغی اجرایی شد .
۴: سطح بندی بخشهای بیمارستان در طبقات بر اساس علایم کلنیکی ، تست و سی تی بیماران انجام شد .
۴: ورودی پرسنل اداری از درمانی جدا شد.
۵: رابط خدماتی برای تحویل دارو، غذا و سایر اقلام مشخص گردید .
۶: کلیه بیماران بدون همراه پذیرش شدند ، مگر بیمارانی که نیاز به همراه داشتند که می بایست با وسایل حفاظتی در کنار بیماران میماندند.
۷: پرسنل خدماتی هر بخش مختص همان بخش بود و حق نداشت در تایم کاری از بخش خارج شود .
۸:در تمامی اتاق ها اعم از دو تخت ، چهار تخت و ….. فقط یک بیمار حضور داشت .
۹: پرسنل بخشها حق خروج از بخش و ورود به بخش دیگری را نداشتند.
۱۰:حدود و ثغور هر کارگر خدماتی کاملاً مشخص و محرز بود و از آن مکان فراتر نمی رفت.
۱۱:برنامه زمانبندی ریاست بیمارستان جهت حضور در صدا و سیما برای اطلاع رسانی و آگاه سازی مردم در رابطه با آخرین تحولات در زمینه بیماری کووید ۱۹ و مصاحبه زنده هر شب سیمای استان با پرسنل و ریاست بیمارستان شهید دکتر جلیل.
۱۲: زباله های عفونی بخش بعد از بستهبندی جلوی درب بخش به رابطه دیگری تحویل وآن هم به مرکز استریل انتقال میداد.
۱۳: پکهای حفاظتی بر اساس یک برنامه مدون و منظم با همه کم و کاستی هایی که داشت در اختیار مسئول بخش گذاشته میشد.
۱۴: گندزدایی محوطه و داخل بیمارستان با همکاری و نظارت جناب آقای مهندس تازیک کارشناس جوان و باسواد بهداشت محیط و برادران سپاه در حال اجرا بود.
۱۵: با حاج آقا داستار نماینده محترم نهاد رهبری در دانشگاه جهت اجرای مراسم شرعی متوفین هماهنگی های لازم صورت گرفته بود.
۱۶ : مشخص نمودن مسیر استفاده از آسانسورها جهت پرسنل ، پزشکان ، حمل غذا ، حمل زباله و حمل جسد اجرایی شد.
۱۷: بطور مستمر مباحث ستاد کرونای استان به ریاست استاندار محترم جناب آقای دکتر کلانتری و دبیری جناب آقای دکتر یزدانپنا رصد و اجرایی میشد . بیمارستان به یک ید واحد تبدیل شده بود ، همه یکی شده بودند و هر کدام گوشهای از مسائل را پیگیری میکردند .
خوشبختانه همه چیز به خوبی پیش می رفت ، هنوز ابتدای مسیر بودیم و هر روز از پروتکل های متعدد درمانی در فضای مجازی و سایت وزارت بهداشت مطالب جدیدی ارائه میشد. متخصصین محترم عفونی تمامی بار مسئولیت بیماران بستری را به تنهایی به دوش میکشند . با توجه به اینکه فوکال پوینت بیماری های نوپدید و بازپدید استان بودم در جلسات اولیه مدیریت ستاد کرونا در استانداری حدود ۲ تا ۳ جلسه با حضور استاندار محبوب ، محجوب و آگاه جناب آقای دکتر کلانتری شرکت کردم و در زمینه چگونگی بیماری کرونا و وضعیت آن در استان و بیمارستان صحبت کردم.
استاندار خستگی ناپذیر استان بعنوان رئیس ستاد کرونای استان به همراه دبیر ستاد جناب آقای دکتر یزدانپناه و دیگر اعضا از نزدیک و با حساسیت خاص مسائل مربوط به کرونا را بررسی و دستورات لازم را صادر میکنند .
صدا و سیما سنگ تمام میگذارد و در این برهه به کمک مردم و حوزه سلامت تمام فعالیتهای معمول خود را تعطیل و ضمن هماهنگی با دانشگاه علوم پزشکی در بیمارستان شهید دکتر جلیل مستقر و جهت روشنگری اذهان عمومی کلیپهای زنده تقدیم مردم میکند .
سپاه پاسداران و عوامل ارزشمند و یادگاران هشت سال دفاع مقدس دوشادوش مردم و مسئولین برای کمک رسانی در تمامی حوزه های مختلف با فرماندهی سردار خرمدل ، انسانی بزرگ ، فهیم ، گرانسنگ و مدیری ارشد و توانمند پا به عرصه خدمتگزاری میگذارد . بیماران بستری در بیمارستان ترس و دلهره زیادی دارند و اسم بیماری هم دردآور هست و بسیاری از آنان از انگ اجتماعی آن و طرد شدن از جامعه نگران هستند ….
بیمار اعزامی از یک شهرستان که در بیمارستان شهید دکتر جلیل بستری شده بود ، خیلی نگران و ناراحت بود و از بعضی مسئولین شهرستانی گله و شکایت داشت ، ایشان بیان میداشت آنها همگی تحصیلکرده و دانشگاهی بودند اما در این رابطه آنطور که بیمار صحبت می کرد خانواده ایشان را به عنوان خانواده کرونایی معرفی و از پذیرش آنها خودداری و دیگران و همسایهها را از نزدیک شدن با آنها بر حذر داشته بودند ، و این برای بیمار ما که از بدو بستری تا زمان بهبودی فقط پرسنل و پزشکان بیمارستان شهید دکتر جلیل را مورد ستایش قرار میداد بسیار دردآور بود و از رفتن به خانه و انگ نما شدن در محیط زندگی گله مند و شاکی بود .
تعداد زیادی تلفن در طول شبانهروز داشتم ، هم از طرف خویشاوندان بیماران و هم کسانی که دچار مشکل شده بودند .
تقریباً زندگیم وقف بیمارستان شده بود و معمولاً هر شب تا ساعت های طولانی و سحرگاه بر بالین بیماران بودم و از وضعیت آنها مطلع میشدم .. روزها و شبها به سختی میگذشت و انگار همه چی طلسم شده بود ، بیماری که از یکی از شهرستانها آمده بود تست آن و عکس سی تی آن مثبت و شواهدی مبنی بر درگیری ریه داشت ، در بدو ورود تب ، لرز ، نفس تنگی و سرفه های شدید داشت ، نمیتوانست حرف بزند ، چند کلمه که صحبت میکرد سرفهها و تنگی نفس او شروع میشد .
خانواده و فامیل بیمار بسیار نگران بودند .
بیمار ترسیده بود و آینده زندگی خود را متلاطم میدید ، بالای سرش رفتم ، معاینه اش کردم ، باهاش هم صحبت شدم و گفتم مختصری عفونت ریوی داری و انشاالله به زودی خوب می شوی ، نگران نباش ، او را دلداری دادم و تا زمان بهبودی کامل و ترخیص از بیمارستان هر شب به او سر میزدم . تقریباً کار شبانه روزی ام هم حتی در زمانی که کشیک و آنکال نبودم رفتن بر بالین بیماران و روحیه دادن و بررسی روند درمان آنها بود ، و از اینکه تاکنون شاهد مرگ نبودم بسیار خوشحال بودم . همکاران عزیز پرسنل پرستاری، خود را قرنطینه کرده بودند از پدر ، مادر ، همسر و فرزند فاصله گرفته بودند تنها دیدارشون با فرزند و فامیل شان تماس تصویری بود . چندین نفر از پرستاران عزیزی که مراسم عقد داشتند برای جلوگیری از شیوع و بروز کووید ۱۹ مراسم خود را به بعد از اتمام کووید ۱۹ به تعویق انداختند
گاهی صدای پرستاران عزیزی را میشنیدم که با دیدن تصاویر فرزند دو ماهه ، سه ماهه و یا چند ساله خود گریه میکردند و از دوری خانواده خود نگران بودند ، اما نگرانی آنها با بهبودی بیماران و ترخیص آنها به شادی و شادمانی تبدیل می شد.
ادامه دارد…
انتهای پیام/
[ad_2]
لینک منبع
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0